درست زخم خوردیم ، درست درد کشیدیم برای ادمهای اشتباه و احساسات ولی هر دو دردمون اشنا بود. وقتی هم رو دیدیم زخم رو خوندیم تو چشم هم و به هم قول دادیم به هم کمک کنیم.
ممنون که اومدی ... چشمم روشن شد به قدمت عزیز دلم. ممنون که اومدی بار غمم رو پیاده کردی از رو دوشم... باری که با اون شاید بیشتر از ده سال دیگه زنده نمی موندم. مرسی که رسیدی. گاهی آدم غمهاشو شریک پیدا می کنه اما تو منو آزاد کردی از غم. فقط یک غم دارم : لیاقت با تو بودن. کاش لایقت باشم عزیز دلم.
احتمالا به نوشتن دفتری از عشق در باب عزیز دل شروع کنم. هر چه گفتیم جز حکایت دوست ، در همه عمر از آن پشیمانیم.
باید حکایتی کرد.
جاداره از استاد عزیزم هم یاد کنم و تشکر.
akhar...ما را در سایت akhar دنبال میکنید
برچسب: مشترکات عمومی,مشترکات,مشترکات شیعه و سنی,مشترکات به انگلیسی,مشترکات, و مسیحیت,مشترکات ایران و افغانستان,مشترکات آپارتمان,مشترکات, و یهود,مشترکات ادیان,مشترکات قرآن و انجیل,
نویسنده:
بازدید: 20