
ما وقع را برای خود فلانی گفتم. طوفان گرفت همچون کسی که هتک حرمت شده باشد. خونابه ای از بحث به راه افتاد و من مانند همیشه یک چشم اشک و یک چشم خون شدم. +xa0نوشته شده در xa0شنبه شانزدهم اردیبهشت ۱۳۹۶ساعتxa022:21xa0 توسطxa0bugatxa0 |xa0 ...
ادامه مطلب
این که ادم با همسرم مشترکات داشته باشه خیلی مهمه و این که بخش عظیمی از گذشته خاکستریشم شبیه همسرش باشه نعمتیه. درست زخم خوردیم ، درست درد کشیدیم برای ادمهای اشتباه و احساسات ولی هر دو دردمون اشنا بود. وقتی هم رو دیدیم زخم رو خوندیم تو چشم هم و به هم قول دادیم به هم کمک کنیم. ممنون که اومدی ... چشمم روشن شد به قدمت عزیز دلم. ممنون که اومدی بار غمم رو پیاده کردی از رو دوشم... باری که با اون شاید بیشتر از ده سال دیگه زنده نمی موندم. مرسی که رسیدی. گاهی آدم غمهاشو شریک پیدا می کنه اما تو منو آزاد کر...
ادامه مطلب